اخبار تکنولوژیبلاگ

تاریخچه شرکت اپل

داستان اپل، برندی که نزدیک به نیم قرن در فضای تکنولوژی جهان پا بر جا مانده. و برای بسیاری از مصرف‌کنندگان جهانی نامی آشنا به شمار می‌رود.  در دل خود نکته‌ها و ریزی‌بینی‌های دقیق و جذابی دارد که خواندن آنها برای بسیاری از دنبال‌کنندگان و علاقمندان به دنیای فناوری‌های نوین، جذاب و قابل توجه است. در این مقاله در بدانید ها به تاریخچه شرکت اپل میپردازیم.

معرفی شرکت اپل

شرکت اپل (به انگلیسی: Apple Inc.) یک شرکت فناوری چندملیتی آمریکایی است که در زمینهٔ طراحی و ساخت لوازم الکترونیکی مصرفی. نرم‌افزار رایانه و ارائه‌دهنده خدمات آنلاین فعالیت می‌کند. این شرکت ابتدا با نام شرکت رایانه‌ای اپل (.Apple Computer Inc) در شهر کوپرتینو در ایالت کالیفورنیا، واقع در سیلیکون‌ولی کشور آمریکا تأسیس شد.

این شرکت در دههٔ هفتاد میلادی با معرفی ریزرایانه‌های اپل I، اپل II، اپل III و پس از آن مکینتاش به بازار به آغاز. و گسترش نوعی رایانه شخصی کمک فراوانی نمود.

اپل معمولاً به تولید سخت‌افزارهای نوین و دارای طراحی صحیح معروف است. از محصولات سخت‌افزاری این شرکت می‌توان آی‌پد، آی‌مک، مک‌بوک، آی‌پاد، آیفون، اپل واچ و اپل تی‌وی و ایرپادز را نام برد.

همچنین این شرکت در زمینهٔ تولید نرم‌افزار هم فعالیت دارد. نرم‌افزارهای آی‌تیونز، آی‌لایف، آی‌ورک و سیستم‌عامل مورد استفاده در رایانه‌های این شرکت مک‌اواس نیز نمونه‌هایی از فعالیت نرم‌افزاری این شرکت هستند.

مدیریت اجرایی این شرکت برعهده استیو جابز بوده‌است. وی یک ماه پیش از مرگش از ریاست این شرکت کناره‌گیری کرد و به جای آن تیم کوک ریاست این شرکت را بر عهده گرفته است. استیو جابز همراه با استیو وازنیک و رونالد وین این شرکت را بنیان‌گذاری کردند. رونالد وین در کمتر از دو هفته پس از تأسیس شرکت سهام خود را به جابز و وزنیاک واگذار کرد.

شرکت اپل در سال ۲۰۱۷ برای دهمین سال متوالی، عنوان تحسین شده‌ترین شرکت فناوری اطلاعات در جهان را به خود اختصاص داد.

این شرکت از سوی مجله فوربز یکی از مشهورترین مجله‌های اقتصادی آمریکا و جهان برای هشتمین سال پیاپی (از سال ۲۰۱۱ تا سال ۲۰۱۸) به عنوان با ارزش‌ترین برند جهان انتخاب شد.

تاریخچه شرکت اپل

اپل

 

بنیانگذاری اپل (۱۹۷۶ تا ۱۹۸۰)

شرکت اپل در سال ۱۹۷۱ با دوستی استیو وازنیک ۲۱ ساله مهندس رایانه و استیو جابز ۱۶ ساله متولد شد به‌طوری‌که با گذشت شش سال از آشنایی این دو نفر در سال ۱۹۷۷ این شرکت با معرفی رایانه شخصی اپل I که در گاراژ خانه جابز به صورت دستی ساخته شده بود رسماً با نام تجاری Apple Computer Inc به بازار تکنولوژی وارد شد و توانست ظرف مدت کوتاهی با فروش تعدادی از این مدل رایانه شخصی، اعتباری برای خود دست و پا کند. بلافاصله در سال ۱۹۷۷ اپل نوع دیگری از رایانه شخصی یعنی اپل II را وارد بازار کرد که به دلیل مجهز بودنش به فلاپی درایو ۵٫۲۵ اینچی از رقبای دیگر خود در آن دوره نظیر کمودور پی‌ای‌تی که از نوار مغناطیسی برای ذخیره‌سازی اطلاعات استفاده می‌کرد، پیشی گرفت.

در سال ۱۹۸۰ اپل سعی کرد با معرفی مدل اپل III که به نوعی بهینه شده سری اپل II به‌شمار می‌آمد با بزرگ‌ترین رقیب آن دوره یعنی آی‌بی‌ام که با تجهیز رایانههای خود به سیستم‌عامل داس توانسته بود سهم زیادی از بازار فروش را به خود اختصاص دهد، وارد رقابت جدی شود اما به دلیل ایراداتی که در طراحی این مدل وجود داشت مجبور شد تا صدها دستگاه از اپل III فروخته شده را به شرکت برگردانده و از همین‌جا با تعیین و تشخیص راه‌حل‌های ممکن برای رفع مشکل مدل اپل III ایده ساخت مدلی تازه خلق شد.

لیسا و مکینتاش (۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹)

در سال ۱۹۸۳ اپل با ارائه مدل «لیسا» که نخستین رایانه مجهز به ماوس و سیستم‌عامل دارای واسط گرافیکی، آیکون‌ها و پنجره‌ها بود توانست انقلابی بزرگ در زمینه رایانههای شخصی به وجود آورد. پس از آن در سال ۱۹۸۴ سیستم‌عامل مکینتاش توسط اپل در حالی روانه بازار شد که تبلیغات بسیار گسترده‌ای برایش انجام گرفته بود. ظهور مکینتاش و ارائه نسخه‌های مختلف برنامه‌های نشر رومیزی توسط شرکت ادوبی (Adobe) نظیر PageMaker و بعدها برنامه ساخت انیمیشن موجب شد تا مکینتاش در بین انتشارات و سازندگان فیلم و موسیقی طرفداران بسیاری پیدا کند. بسیاری از نرم‌افزارهای مشهور کنونی مانند مایکروسافت ورد و ادوبی فوتوشاپ نخستین‌بار برای رایانه مکینتاش نوشته شدند.

اواسط دهه ۱۹۸۰ اپل دارای دو دپارتمان بود: یکی روی سری‌های اپل II که خاص کاربران خانگی بود و دیگری روی سیستم‌های مکینتاش که مخصوص کاربران حرفه‌ای طراحی شده بود و به نوعی روی این دو دپارتمان تحقیقات بسیاری را انجام داد اما با تمام این تلاش‌ها و تحقیقات مکینتاش نتوانست به سهم بازاری مشابه دهه ۷۰ رایانههای اپل II دست پیدا کند، اما همچنان به رقابت خود با رایانههای آی‌بی‌ام ادامه داد. (مکینتاش (سیستم Unix) با مک او اس فرق دارد).

دوران طلایی (۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱)

ارائه مدل تازهی از رایانههای قابل حمل توسط اپل در سال ۱۹۸۹ به نام Macintosh Portable کلید خورد و پس از آن نوت بوک PowerBook وارد بازار شد. نوت بوکی که با همکاری شرکت سونی و به‌کارگیری باتری‌های دو ساعته، صفحه مانیتور ۹ اینچی و هارد درایو ۲۰ مگابایتی به فرمی کاملاً ارگونومیک طراحی شده بود توانست در سال ۱۹۹۱ سود زیادی را نصیب این شرکت کند. این دوران به قدری در دوران کاری اپل سودآور و درخشان به‌شمار می‌آید که از آن به عنوان «دوران طلایی» یاد می‌کنند.

پاوربوک (۱۹۹۰ تا ۱۹۹۳) و نزول

با یادگیری چند درس دردناک پس از معرفی رایانه حجیم مکینتاش پرتابل در ۱۹۸۹، اپل به طراحی صنعتی روی آورد و استراتژی خود را بر پایه ارائه سه مدل رایانه قابل حمل بنا کرد. یکی از این مدل‌ها توسط سونی (که دارای مهارت در طراحی قطعات الکترونیکی کوچک، بادوام و کارا بود) ارائه شد. PowerBook ۱۰۰ در سال ۱۹۹۱ ارائه شد و استاندارد شکل و ترکیب ارگونومیک رایانههای لپ‌تاپ را بنا کرد. این محصول شهرت اپل را به عنوان یک تولیدکنندهٔ با کیفیت هم در زمینه رایانههای رومیزی و هم رایانههای قابل حمل تثبیت کرد. موفقیت PowerBook و چند محصول دیگر اپل در این مدت باعث افزایش سود مالی شرکت شد. مجله MacAddict سال‌های ۸۹ تا ۹۱ را دوره اول طلایی مکینتاش نامگذاری کرد.

ولی دوره طلایی ادامه پیدا نکرد. مایکروسافت ویندوز یک رابط تازه را به نمایش گذاشت که به عقیده بسیاری از مردم از نظر کارایی به راحتی مکینتاش بود. اپل، مایکروسافت را متهم به کپی‌برداری از روی مکینتاش کرد ولی ویندوز به پیشرفت خود ادامه داد. در طول دهه ۹۰، اپل خط تولید خود را گسترش داد. اپل تنوع زیادی از محصولات را ارائه می‌داد. هزینهٔ تولید این گوناگونی محصولات از یک طرف و گسترش محبوبیت مایکروسافت ویندوز که با تبلیغات زیادی همراه بود از طرف دیگر منجر شد اپل تا مرز ورشکستگی پیش رود.

همکاری بزرگ (۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷)

در اوایل دهه ۹۰ اپل به این نتیجه رسید که برای باقی‌ماندن در دنیای رایانه باید مکینتاش را بازنویسی کند. احتیاجات کاربران و برنامه‌های رایانه‌ای با سخت‌افزار و سیستم‌عامل‌های فعلی قابل پاسخگویی نبودند. در سال ۱۹۹۴ اپل طرفداران خود را با اتحاد با رقیب قدیمی خود یعنی آی‌بی‌ام و موتورولا غافلگیر کرد. این یک پیشنهاد برای تولید یک رایانه تازه بود که از سخت‌افزار آی‌بی‌ام و موتورولا و نرم‌افزار اپل استفاده می‌کرد. اپل با اتحاد AIM (Apple IBM Motorola) امید داشت که از مایکروسافت تنها رقیبش جلو بیفتد. پس از آن اپل خط تولید Power Macintosh را راه‌اندازی کرد که از پردازنده PowerPC IBM به جای سری ۶۸k موتورولا استفاده می‌کرد. سیستم‌عامل اپل برای پردازنده تازه بازنویسی شد.

در اواسط دهه ۹۰ اپل بر روی بهبود قابلیت‌های سیستم‌عامل مکینتاش کار می‌کرد، پس از نخستین تلاش برای تغییر کدهای آن اپل به این نتیجه رسید که بهتر است نوشتن یک سیستم‌عامل تازه را آغاز کند و بعد، آن را بر پایه رابط کاربری مکینتاش اصلاح کند. پس از شکست پروژه مشترک با آی‌بی‌ام برای نوشتن سیستم‌عامل تازه، اپل سیستم‌عامل نکست‌استپ را خرید که محصول شرکت استیو جابز بود. این باعث بازگشت جابز به اپل شد. در ۹ ژوئیه ۱۹۹۷ هیئت مدیره اپل جابز را پس از ۱۲ سال ضرر مالی و ارزش سهام پایین به سمت مدیرعامل منصوب کرد. جابز کار خود را به عنوان مدیرعامل موقت آغاز کرد و دست به اصلاحات گسترده‌ای در ساختار اپل زد.

آغاز دوباره (۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵)

خانواده آی‌پاد

در ۱۹۹۸ یک سال پس از برگشت جابز به شرکت، اپل یک مکینتاش کامل را به نام iMac به بازار معرفی کرد. یک طراحی تازه که بیشتر استانداردهای اپل را مانند SCSI و ADB حذف کرده و به جای آن دو درگاه یواس‌بی قرارداده بود. در حالی که از نظر فنی چندان قابل توجه نبود دارای یک خاصیت ابتکاری تازه بود یعنی پوسته پلاستیکی شفاف که در رنگ‌های آبی و سفید ارائه می‌شد. ۸۰۰٬۰۰۰ سیستم iMac در سال ۹۸ فروخته شد. پس از سال ۹۳ این نخستین سالی بود که اپل به سود می‌رسید. در سال ۲۰۰۱ اپل سیستم‌عامل Mac OS X را ارائه کرد که بر پایه نکست‌استپ و بی‌اس‌دی بنا شده بود. OS X بین مشتریان و حرفه‌ای‌ها به ثبات و قابلیت اعتماد بالا همراه با ضریب امنیتی یونیکس و با یک رابط کاربری شناخته شد که استفاده آسان از آن را تضمین می‌کرد.

در اواخر ۲۰۰۱ اپل نخستین آی‌پاد که دستگاه پخش دیجیتال موسیقی قابل حمل بود را ارائه کرد. محصولی که با فروش بیش از ۴۲ میلیون به طرز شگفت‌آوری موفقیت‌آمیز بود. آی‌پاد با آی‌تیونز (که برنامه‌ای برای فروش موسیقی به قیمت هر آهنگ ۹۹ سنت است) همراه شد. تا فوریه ۲۰۰۶ بیش یک میلیارد آهنگ قابل بارگیری از اینترنت برای آی‌پاد وجود دارد. در مارس ۲۰۰۵ اپل پشتیبانی خود را از تکنولوژی تازه بلو-ری سونی اعلام کرد و به Blu-Ray Association پیوست. جابز در ژوین ۲۰۰۵ در یک سخنرانی از فروش رایانههای تازه مکینتاش با پردازنده اینتل در ژانویه ۲۰۰۶ خبر داد. وی همچنین گفت که انتقال مکینتاش از پاورپی‌سی به اینتل تا سال ۲۰۰۷ طول خواهد کشید.

عصر اینتل (۲۰۰۶ تا کنون)

اولین لپتاپ اپل

اپل در ۱۰ ژانویه ۲۰۰۶ نخستین رایانه‌هایش را با پردازنده اینتل ارائه کرد. لپ‌تاپ تازه مک‌بوک پرو جایگزین سری قدیمی PowerBook شده‌است که حدود ۴ برابر سریعتر است. و آی‌مک تازه که ۲ تا ۳ برابر سریعتر شده‌است. هر دو از پردازنده‌های اینتل با تکنولوژی Core Duo استفاده می‌کنند. مشارکت اپل و اینتل یک اصطلاح تازه را میان کاربران رایانه به وجود آورده‌است، مکتل “Mactel” در جواب عبارت “Wintel” که به رایانههایی که با پردازنده اینتل و سیستم‌عامل ویندوز کار می‌کردند اطلاق می‌شد ساخته شده‌است. البته این عبارت هیچگاه توسط یک مقام رسمی دو شرکت استفاده نشده‌است و بیشتر در میان طرفداران رواج پیدا کرده‌است.

داستان لوگوی اپل

حتما برای شما نیز این سؤال پیش آمده است که چرا لوگوی برند اپل تصویر یک سیب گاز زده است و این سیب گاز زده چه ارتباطی می‌تواند با یکی از غول‌های فناوری جهان داشته باشد. درباره نام برند اپل و لوگوی آن که یک سیب‌ گاز زده است، چندین نظر وجود دارد که در ادامه به طور مختصر آنها را ذکر می‌کنیم.

 

بیشتر بخوانید: معرفی و بررسی آیفون ۱۲

اولین نظریه‌ای که در رابطه با عنوان برند اپل وجود دارد و به احتمال زیاد، محتمل‌ترین و واقعی‌ترین دلیل نیز محسوب می‌شود، حرفی است که هم‌بنیان‌گذار این مجموعه، استیو وزنیاک گفته است. به گفته او علت نامگذاری شرکت اپل به سابقه فعالیت استیو جابز برمی‌گردد که در یک باغ میوه مشغول به کار بود و بنابراین نام اپل را برای برند خود انتخاب کرد.

به گفته وزنیاک شاید در ابتدا این عنوان تنها یک اتفاق بود که به ذهن استیو جابز خطور کرد، اما در ادامه، این دو نفر، علیرغم جستجو برای یک نام دیگر، هیچ عنوانی را بهتر از اپل برای داستان خود پیدا نکردند.

برخی نیز جریان سیب شرکت اپل را به داستان آدم و حوا در عهد عتیق ارجاع می‌دهند و فلسفه مربوط به آن را اینطور مطرح می‌کنند که نام تجاری اپل بیانگر دانش است، چرا که میوه درختی که آدم و حوا از آن خوردند نیز سیب بود که سمبل دانایی و دانش است.

از سوی دیگر، لوگوی اولیه‌ای که برای برند اپل طراحی و انتخاب شده بود، تصویری از نیوتن بود که زیر درخت سیب نشسته و همان داستان معروف سقوط سیب و کشف نیروی جاذبه را بیان می‌کند که این ایده نیز به نوعی با علم و دانش و خلاقیت همراه است.

یکی دیگر از نظریه‌های مطرح شده درباره ارم اپل نیز به موضوع مرگ Alan Turing اشاره دارد که یکی از دانشمندان مطرح در علوم رایانه بود و دلیل مرگش نیز خوردن یک سیب آلوده به سیانور عنوان شده است.

به هرحال، داستانی که در پشت ارم اپل وجود دارد، چه مربوط به فعالیت جابز در یک مزرعه سیب باشد، چه در ارتباط با مرگ یک دانشمند یا کشف جاذبه زمین و یا داستان آدم و حوا، یک مفهوم اصلی را در دل خود دارد:

دانش، خلاقیت و حرکت به سوی علوم جدید و تکنولوژی‌محور

این مفاهیم نیز در طی چند دهه فعالیت برند اپل، به خوبی در عملکردها و دستاوردهای آن مشاهده می‌شوند.

داستان جدایی جابز از اپل

اولین محصولات اپل

اولین کامپیوتر اپل

دو استیو داستان اپل، با هم در باشگاه کامپیوتر Homebrew حاضر شدند، این باشگاه شامل شرکت هایی بود که به زمینه ی کامپیوتر علاقه مند بودند و در سال ۱۹۷۵ در پارک ملنو کالیفرنیا دور هم جمع آمده بودند و وز برای اولین بار بود که اولین MITS را دید. امروزه MITS را با بردی که از جعبه مدارها و لامپ ها ساخته شده است، می شناسیم و بعدها با نام کیت معروف شد. همین ایده بود که باعث تفاوت بنیادین در محصولات اپل با دیگر رقبای آن شد.

در نتیجه ی همین ملاقات بود که وز اولین کامپیوتر با تایپ رایتر را طراحی کرد و آن را ساخت. تایپ رایتر شبیه به کیبوردهای امروزی بود که می توانست به صفحه های تلویزیون متصل شود.  پس از مدتی این کامپیوتر اولیه ساخت اپل به نسل Apple I  تغییر پیدا کرد. Apple I را می توان نمونه اولیه تمام کامپیوترهایی دانست که امروزه در همه جا دیده می شوند. درست است که این ایده بسیار ناب و شگفت انگیز بوده است، با این حال وز دوست نداشت که با کامپیوتر ساخت خود، جهان را تغییر دهد.

وز اولین مخترعی بود که عنوان کرد که کامپیوتر باید تایپ رایتر داشته باشد، باید کیبورد داشته باشد و خروجی آن به تلویزیون متصل شود.  با این حال قیمت نهایی کامپیوتر بسیار بالاتر از توان خریداران می شد و به همین دلیل ایده ی وز بسط پیدا نکرد. وز قصه ی اپل، پس از مدتی به سمت موسیقی کشیده شد و سبک راک در موسیقی را بنیان گذاشت و شروع به رقص با ستارگان کرد. پس از چندی که از جدا شدن وز از باشگاه علاقه مندان به کامپیوتر گذشت، با وی مصاحبه ای شد که در آن گفت: امروز من خجالت می کشم و حس می کنم که از تکنولوژی های جدید کامپیوتر بسیار اندک می دانم!

شاید دوستداران اپل باید ممنون وز باشند که از باشگاه کنار کشید . جابز کامپیوتر طراحی و ساخته شده توسط وز را دید. جابز می دانست که ایده ی وز بسیار مبتکرانه و سرشار از نبوغ است تا جایی که میکروباس خود را برای کمک مالی به پروژه ی وز فروخت. وزنیاک نیز ماشین حساب HP  خود را که کمی گرانتر از ماشین حساب های امروز بود، فروخت. تمام سرمایه ای که این دو نفر به اضافه ی رونالد وین از فروش آنچه داشتند به دست اورند، سرمایه اولیه کامپیوتر اپلی شد که در اول آپریل ۱۹۷۶ معرفی شد.

فروش Apple I

وزنیاک هر یک از کامپیوترهای طراحی شده خود را با دستانش می ساخت و آنها را دقیقا به قیمت قطعاتی که در آنها استفاده می کرد، می فروخت. او در هر یک از کامپیوترهای نسل اول اپل، ۵۰ قطعه استفاده می کرد و آنها را با قیمت تمام شده قطعات به فروش می رساند اما جابز در اندیشه ای بزرگ بود و رویایی بزرگتر را در سر می پروراند.

جابز با فروشگاه بایت معامله ای ترتیب داد تا هر ۵۰ قطعه به کار رفته در کامیپوتر نسل اول اپل را یکجا برای او فراهم کنند. قیمت قطعات روی هم ۵۰۰ دلار می شد و قیمت فروش کامپیوتر را ۶۶۶.۶ دلار تعیین کرد. وزنیاک از خرید قطعات به قیمت ارزان تر از قبل شاد بود اما از فلسفه ی انتخاب قیمت فروش کامپیوترها خبر نداشت. درواقع پشت همین هوشمندی استیو، افسانه ای بزرگ برای اپل نهفته بود.

استیو جابز کامپیوترهای کارکرده را جمع آوری می کرد و زمانی که فروشگاه بایت قطعات لازم را تهیه نمی کرد، جابز از قطعات بانک کامپیوترهای کارکرده برای ساخت کامپوتر جدید استفاده می کرد. در واقع دو استیو ریسک بسیار بزرگی را پذیرفته بودند و رونالد وین را نیز در این ریسک شریک کرده بودند و شاید یکی از عمده ترین دلایل فروش سهم رونالد هم همین قضیه بود.

وی در سخنرانی که در سال ۲۰۱۳ انجام داد، در مورد این کار استیو جابز و استیو وزنیاک گفت: جابز و وز نمی توانستند با هم قطعات لازم برای تهیه ی کامپیوترهای نسل اول اپل را فراهم کنند. اگر حین ساخت کامپیوتری قطعه ای کم می آمد، چطور باید بر مشکل فایق می آمدند؟ آیا آنها پول داشتند که قطعه را به صورت جداگانه خرید کنند؟ مسلما پولی نداشتند. آیا من برای آنها در دسترس بودم که مشکل را حل کنم؟ بله، صد در صد من در دسترس و در اختیار آنها بودم.

کامپیوتر اپل I

کامپیوتر اپل I

جابز با جمع کردن دوستان و آشنایان و فامیل خود پشت میز آشپزخانه اش و در اخیار قرار دادن قطعات برای لحیم کاری و ساخت کامپیوتر نسل اول اپل، بازاری را برای Apple I  فراهم آورد. و پس از تست کردن کامپیوتر، آنها را به فروشگاه بایت منتقل می کرد تا به فروش برسد.  زمانی که استیو کامپیوترهای ساخته شده را به فروشگاه می برد و ترل (کسی که از مشتریان سفارش آنها برای کامپیوترهای اپل را می گرفت) جعبه ی حامل کامپیوتر را باز می کرد. از چیزی که می دید شگفت زده می شد.

میشل موریتز در کتاب “بازگشت به امپراطوری کوچک” گفته است:  قبل از آن که برد ساخته شده توسط جابز و وز بتواند کاری انجام دهد. باید به یک کیبورد و یک تلوزیون متصل می شد. در واقع حتی صاحب فروشگاه نیز نمی توانست بردهایی را که می خرد تست کند. و باید دو ترانسفورمر تهیه می کرد. همه چیز درون برد نهفته بود و در واقع این برد بدون هیچ پوششی به فروش رسانده می شد.  جابز و وز در مدت زمان آپریل ۱۹۷۶ تا سپتامبر ۱۹۷۷ حدود  ۲۰۰ دستگاه از این بردها را به فروش رساندند.

کمبود قطعاتی که برای ساخت اپل نسل اول به کار می رفت، باعث شده بود که جابز و وز تبدیل به جمع کنندگان قطعات اپل شوند. از طرفی بلک بری توانست تمامی قطعات استفاده شده در Apple I را یکجا فراهم کند و کامپیوترهایی با قیمت تمام شده ۱۹۹ دلار را به بازار عرضه کند. فکر اینکه اپل تنها توانست ۲۰۰ دستگاه از کامپیوترهای نسل اول خود را به فروش برساند بسیار قابل تامل است. این تجربه  باعث شد که خواب بر چشمان جابز و وزنیاک حرام شود و آنها سعی کنند با طراحی و ساخت محصولی جدید و عالی این موفقت کوچک را تکرار کنند. بونهام در سال ۲۰۱۴ یک مزایده برای فروش اپل نسل اول ترتیب داد و یک دستگاه Apple I را به قیمت ۹۰۵,۰۰۰ دلار به فروش رساند.

Apple II

جابز و وزنیاک به موفقیتی دست پیدا کرده بودند که برایشان گوارا بود. اینکه توانسته بودند بردی را طراحی کنند که هر آنچه از یک کامپیوتر ساده انتظار داشتند برای آنها انجام دهد، برایشان شیرین بود. به همین دلیل به فکر افتادند که با طراحی نسل دوم این کامپیوترها مسیر تازه ای را آغاز کنند.اپل نسل دوم در آپریل ۱۹۷۷ و در فستیوال کامبوج غرب و در رقابت با نام های بزرگی چون PET  ظاهر شد. ماشینی که همانند جد خود شگفت انگیز بود.

این کامپیوتر دارای گرافیک رنگی بود و دارای حافظه ی نوار(Tape) بود. این نوارها بعدا پیشرفت کردند و به فلاپی ها تبدیل شدند. حافظه به اندازه ی ۶۴K بایت ظرفیت داشت و امکان ارسال تصاویر با اندازه ی ۱۹۲*۲۸۰ برای NTSC  را فراهم می آورد.  این اندازه از وضوح تصویر برای دوره ای که Apple II معرفی شد، شگفت انگیز بود.با این حال استفاده از این کامپیوتر برخی محدودیت ها داشت. برای مثال این کامپیوتر تنها توانایی نمایش ۶ رنگ را داشت. نمایش رنگ ها در ۴۰ سطر و ۴۸ ستون صورت می گرفت که ۱۶ تن مختلف از هر رنگ را تولید می کرد که اندازه ای معقول برای نمایش رنگ در تصویر بود.Apple II به واقع یک نوآوری هیجان انگیز بود و والتر ایزاکسون که عکاس جابز بود، با ایجاد صنعت کامپیوترها شخصی(PC) از این ایده پشتیبانی کرد.

اولین برنامه کامپیوتری روی Apple : Visicalc

دن برکلین دانشجوی دانشکده ی کسب و کار در دانشگاه هاروارد بود و برای اولین بار توانست برنامه ای را با استفاده از رشته های اعداد روی صفحه نمایش به تصویر درآورد. برنامه ای که با استفاده از آن می شد محاسباتی از قبیل جمع و برخی اعمال ریاضی را انجام داد. امروز می توان با استفاده از برنامه های صفحه گسترده محاسبات پیچیده ای را انجام داد اما در دهه ی ۱۹۷۰ میلادی تمام محاسبات تنها بر روی یک صفحه انجام می شد.

برکلین یک کامپیوتر Apple II را از انتشارات قرض گرفت و آخر هفته های خود را با سر و کله زدن با این کامپیوتر می گذراند. بسیاری از ایده های برکلین که روی کامپیوتر Apple II اجرا می کرد، امروزه هم کاربرد دارد و برای بسیاری از ما آشنا است. محدودیت های فناوری که در آن سالها وجود داشت، باعث شد که اولین برنامه کاربردی برای کامپیوترهای اپل، با نام VisiCalc در سال ۱۹۷۹ معرفی شد.

برکلین این برنامه را با عنوان”صفحه ای که با استفاده از آن می توانید محاسبات و بازمحاسبات خود را انجام دهید” عمومی کرد.پس از معرفی این برنامه، تحلیلگران بسیاری از قدرت و توان عالی آن در محاسبات، راحتی استفاده از ان و قیمت منصفانه این برنامه سخن گفتند.برکلین با معرفی برنامه حسابداری خود، توانسته بود Apple II را کاربردی تر از قبل کند.برکلین پس از معرفی نسخه اولیه برنامه VisiCalc روی اپل ۲، سعی بر ایجاد پیشرفت در کد خود داشت.

موفقیت Apple II : گرافیک رنگارنگ

استفاده از نرم افزارهای رنگی برای کار روی اپل ۲، نیاز به سخت افزاری داشت که بتواند کیفیت نرم افزار را پشتیبانی کند. در سال ۱۹۸۴ نسخه ای از PC Mag ارائه شد. به دلیل مهندسی های صورت گرفته گرمای تولیدی از سوییچینگ پاور بسیار کم شد و به همین دلیل امکان قرار دادن برد درون پوشش پلاستیکی فراهم شد. این اولین باری بود که بردهای سراسر لحیم کاری شده که همه چیز را در برابر دیدگان مشتریان قرار می داد، به گونه ای متفاوت ارائه شدند.

Apple II اولین کامپیوتری بود که از گرافیک رنگی بهره می برد و در آن از اسلات هایی استفاده شده بود که توسعه دهندگان بتوانند قطعاتی را به کامپیوتر اضافه کنند. این قطعات و کاربرد آنها در کامپیوتر شاید چیزی بود که هرگز به ذهن اپل نمی رسید. اپل کامپیوتری را طراحی کرد که با استفاده از دسکتاپ می توانست تمام فعالیت های پردازشی روی مادربرد را در مقابل چشمان کاربران قرار دهد.تمام ۶ میلیون سری کامپیوترهای اپل ۲،  طی ۱۶ سال تولید شدند و به فروش رفتند. این روزهای  طلایی تازه آغاز راهی بود که اپل در پیش رو گرفته بود و روزهای بهتری در راه بود.

در مورد اولین نرم افزاری که برای Apple II توسعه داده شد، قضیه متفاوت بود. توسعه دهندگان به اندازه ای که باید نتوانستند نیازهای بازار را درک کنند و بر اساس نیاز کاربران، نرم افزار را بهبود دهند. رقیب سرسخت VisiCalc نرم افزار Excel بود که حتی امروز هم یکی از قدرتمندترین و بهترین نرم افزارهای محاسباتی است.

Xerox و ماوس تک دکمه ای

اپل را می توان نوآورترین شرکت در تمام تاریخ دانست. اپل هیچ گاه از خلق و نوآوری باز نمی ایستد.  اپل ۱، اپل ۲ و اپل ۳   هر کدام نوآوری های خارق العاده ای بودند که در زمان خود، خوش درخشیدند.

دو استیو شرکتی را بنا کردند که مرزهای تکنولوژی را در نوردید و نامی بزرگ را خلق کردند.  همین نوآوری های بی وقفه بود که باعث می شد دوستداران اپل هر روز منتظر باشند تا ببینید اپل چه خلاقیتی را در محصول جدید خود به خرج می دهد.

اپل ۱، اپل ۲  هر دو ماشین هایی بودند که بر مبنای ورودی متنی کار می کردند. کامپیوترهای IBM نیز دقیقا همینگونه کار می کردند.  جابز اما کمی دورتر را نیز می دید و همزمان روی پروژه ی Lisa کار می کرد. Lisa قرار بود کامپیوتری باشد که بصری تر از کامپیوترهای موجود بازار باشد. او از Xerox خواست که برای سه روز امکان دسترسی به PARC را به استیو جابز و کارکنان اپل بدهد. در عوض این کارXerox  در ۱۰  درصد از سهم ۱۰۰۰۰۰ کامپیوتر اپل سهیم شد. اپل تا کنون ۴ بار سهام خود را تقسیم کرده است، یک بار در سال۱۹۸۷، بار دیگر در سال ۲۰۰۰، بار سوم در سال ۲۰۰۵ و آخرین بار هم در سال ۲۰۱۴ . شرکت ها زمانی سهم خود را تقسیم می کنند که ارزش هر سهم بسیار بالا رفته باشد.

جابز با استفاده از طراحی Xerox Alto که به صورت گسترده در Park استفاده شد، کامپیوتری را ارائه کرد که صفحه نمایش افقی داشت و دارای واسط گرافیکی بود. این نوع طراحی بسیار برتر از طراحی های آن دوره بود.  حدود ۲۰۰۰ دستگاه Xerox ساخته شد اما هیچ کدام از آنها به افراد عادی فروخته نشد. هر Xerox به اندازه ی یک فریز جا اشغال می کرد و با این حال یک کامپیوتر شخصی بود. Xerox اولین کامپیوتری بود که با استفاده از ماوس کنترل می شد و کاربر می توانست با در دست گرفتن ماوس روی آبجکت هایی مشخص در صفحه نمایش کلیک کند.


بیشتر بخوانید: تاریخچه شرکت کیا


Lisa  و مکینتاش

خیلی سریع میان کارکنان اپل رقابتی ایجاد شد که در آن کارکنان به توسعه ی lisa  و مکینتاش مشغول شدند.  Lisa نام دختر استیو جابز است و توسعه ی معماری یکپارچه سیستمی که مد نظر جابز بود تحت این نام آغاز شد. لیزا کامپیوتری بود که بسیار عالی طراحی شده بود و در حدود قیمت ۱۰۰۰۰ دلار به فروش می رسید. اگر قیمت آن روزهای Lisa را به قیمت امروز دلار تبدیل کنیم، خرید هر کامپیوتر لیزا به اندازه ی یک خودروی خانوادگی با قیمت متوسط هزینه بر می داشت.

Jeff Raskin مدیر پروژه ی مکینتاش بود و با همکاری تعدادی از تیم ها، سعی بر ارائه ی کامپیوتر اپلی داشت که واسط گرافیکی داشته باشد. هر کدام از تیم هایی که می توانستند زودتر از بقیه، کامپیوتر مد نظر اپل را طراحی کنند، طرح خود را به اپل می دادند و در آن صورت اپل می توانست کامپیوتری ارزان تر از Xerox را تولید و روانه بازار کند.واسط گرافیکی آن روزهای کامپیوترهای اپل ماوس Alto بود که سه تا دکمه داشت و حدود ۳۰۰ دلار قیمت آن بود؛ اما جابز به دنبال چیزی ارزان تر می گشت و حد قیمت را برای آن ۱۵ دلار قرار داده بود. نتیجه ی درخواست های جابز ماوسی تک دکمه ای بود.  این ماوس تنها کلیک راست داشت.

جابز از توانایی این ماوس خارق العاده شگفت زده شده بود و به همین دلیل به پروژه ی lisa بسیار علاقه مند شد.  در حدود سال ۱۹۸۲، مدیر عامل اپل فردی به نام میشل اسکات بود که روی پروژه لیزا کار می کرد و در سال ۱۹۸۳ پروژه Lisa به سرانجام رسید . واسط گرافیکی لیزا خیلی بهتر از مکینتاش بود و به همین دلیل لیزا برنده ی این مسابقه شد.

ماجرای خروج استیو جابز از شرکت اپل

تا به این جای داستان، همه چیز به نفع استیو جابز بود . شرکت نوپا بود و روز به روز قوی تر و قوی تر می شد با این حال رقبایی هم به تعداد رقیبان اپل اضافه می شدند.  به نظر می آمد که اتفاقاتی در کمین است و استیو باید بیش از پیش مراقب می بود. شاید همه ی ما با شنیدن برند اپل به یاد استیو جابز بیفتیم، در واقع استیو شناخته شده ترین چهره ی اپل بوده و هست. با این حال استیو تا به آن زمان هیچ گاه مدیر عاملی اپل را بر عهده نگرفته بود. بسیاری از کسانی که در شرکت اپل کار می کردند جابز را بسیار کم تجربه تر از آن می دانستند که بتواند مسئولیت مدیریت شرکت را بر عهده بگیرد. اولین مدیر عامل شرکت اپل میشل اسکات بود و پس از اسکات هم، مارک مارکولا مدیر عامل اپل شد.

مارکولا در سن ۳۲ سالگی از کار در شرکت اپل بازنشسته شد و به خدمت اینتل در آمد.مارکولا یکی از نخستین بنیان گذاران اپل بود اما دوست نداشت اپل را در طولانی مدت همراهی کند. زمانی که مارکولا تصمیم به بازنشستگی در اپل گرفت، شرکت به فکر انتخاب جایگزین برای او افتاد.  تنها گرینه ی ممکن برای جایگزینی مارکولا، جان اسکولی بود. جان اسکولی کسی بود که در پپسی کار می کرد و استیو  در ملاقاتی که او را دید، از وی سوال کرد: آیا دوست داری تا آخر عمر آب و شکر به مردم بفروشی ؟  دوست داری که با من بیایی و دنیا را تغییر دهیم؟ و به همین ترتیب بود که اسکولی به اپل معرفی شد.

والتر ایزاکسون از آشنایی اسکولی و جابز چنین نقل می کند که اسکولی به او گفته بود: استیو جوانی بود که مرا تحت تاثیر خود قرار داد و بسیار علاقه مند شدم که او را بیشتر و بیشتر بشناسم.

پس از ورود اسکولی به اپل، اشتباهات استیو جابز به دقت بررسی می شد. اینکه لیزا قرار بود پروژه ای ارزان باشد و گران شد، یکی از ایرادات وارد به استیو جابز بود. در اصل قرار بود مکینتاش به قیمت ۱۰۰۰ دلار به فروش برسد اما موقعی که کامپیوترها طراحی شدند، قیمت تمام شده حدود ۱۹۹۵ دلار برآورد شد که چیزی دو برابر قیمت تخمین زده شده بود. از نظر اسکولی این قیمت کم بود و باید ۵۰۰ دلار دیگر هم به قیمت فروش مکینتاش اضافه می شد.

استیو جابز

استیو با این قیمت مخالف بود و به نظرش همان ۲۰۰۰ دلار برای قیمت کامپیوتر مناسب بود. این اولین باری بود که اسکولی و جابز در تقابل با هم قرار گرفتند و اسکولی پیروز این کارزار شد. در آخر مکینتاش ها با قیمت ۲۴۹۵ دلار روانه بازار شدند.

اسکولی در سال ۱۹۸۵  با جابز در دفترش ملاقات کرد و درست ۲ سال بعد از ورودش به اپل، مسئولیت وی در مدیریت تیم مکینتاش را از او سلب کرد. اسکولی در جلسه ملاقاتش با جابز،  موضوع مالی و شرایط سخت اقتصادی شرکت را مطرح کرد . جابز و اسکولی به شدت با یکدیگر در مسایل مختلف، تنش داشتند.  استیو دوست داشت قیمت مکینتاش را پایین بیاورد و نظر اسکولی روی باز احیا کردن Apple II بود.

به نظر اسکولی استفاده از Apple II به دلیل اینکه می توانست توسط عموم مردم استفاده شود، نقطه ی نجات شرکت بود. در اخر اسکولی با توجه به جایگاهی که در شرکت داشت، توانست حرف خود را به کرسی بنشاند و به همین دلیل استیو افسرده و سرخورده شد.همین مساله باعث شروع  اصطکاک میان جابز و اپل شد و آینده ی اپل را در هاله ای از ابهام فرو برد. با این اتفاق، فروش مکینتاش ها تحت الشعاع قرار گرفت و تولید لیزا متوقف شد و عزت و جایگاه اسکولی در اپل مورد سوال قرار گرفت. با این حال هنوز زمان آن نشده بود که استیو بدون دردسر و جنجال شرکت را ترک کند.

اسکولی قرار بود به مسافرت خارج از کشور برود و این زمان بهترین فرصت برای استیو بود که کنترل اوضاع را به دست بگیرد.  استیو این موضوع را به هم تیمی های خود گفت و یکی از آنها به نام جین لوییس موضوع را به اسکولی گفت و اسکولی سفر خود را کنسل کرد. روز بعد اسکولی همه را جمع کرد و از آنها خواست یکی را از میان جابز و او انتخاب کنند . همه سکوت کردند و بار دیگر اسکولی گفت که تنها یکی از میان جابز و وی باید در شرکت بماند و دیگری باید شرکت را ترک کند. همه افرادی که در شرکت بودند رای به ماندن اسکولی و رفتن جابز دادند و اینطور شد که جابز اپل را ترک کرد.

جابز اپل را ترک کرد…

جابز اپل را ترک کرد و اسکولی جین لوییس را به مدیریت بخش کامپیوتر گمارد. جین لوییس رویه ی جابز را دنبال نکرد و در اوایل سال ۲۰۰۰ شرکت NeXT را بنیان گذاشت و تعدادی از کارکنان کلیدی اپل را در آن شرکت به استخدام گرفت.  این دوران دقیقا زمانی بود که شرکت روی طراحی iPad هایش کار می کرد.

جین لوییس از حدود سال ۱۹۸۱،  مدیر عملیات اروپا در شرکت اپل بود و پس از آن که استیو اپل را ترک کرد، به مدیریت بخش مکینتاش اپل در آمد. به نظر جایگاهی که برای لوییس در نظر گرفته شده بود مناسب او نبود چرا که این اتفاق دقیقا زمانی افتاد که اپل می خواست تغییر عظیم را تجربه کند.

در زمستان ۱۹۸۹، فروش اپل به شدت کاهش پیدا کرد . سهم بازار اپل کاهش چشم گیری پیدا کرد و اپل پنجاه درصد از سهم خود را واگذار کرد. همین زمان بود که لوییس اپل را ترک کرد و دقیقا مانند جابز اقدام به تاسیس شرکت کامپیوتری کرد. لوییس بعدها توانست سیستم عامل BeOS   را بنا بگذارد.

اپل به شدت رو به افول می رفت و رقبای اپل یعنی IBM روز به روز پیشرفت می کردند. آینده برای اپل تاریک شده بود .  بازار روز به روز برای اپل کمتر می شد. این تنها مشکل اپل نبود. مایکروسافت از حدود سال ۱۹۸۰ روی محاسبات اداری کار می کرد و در زمان افول اپل، از جایگاه خوبی  برخوردار بود. از طرفی مایکروسافت روی ویندوز ۳ کار می کرد که به نظر اگر ارائه می شد، کار اپل تمام می شد!

در واقع مایکروسافت در زمان اوج اپل، ویندوز ۱ و ویندوز ۲ را روانه بازار کرده بود اما از آن جایی که اپل آن روزها در سرخوش موفقیت بود، متوجه بازار ویندوزهای مایکروسافت نشده بود. ویندوز ۳ مایکروسافت، واسط گرافیکی بسیار خوبی داشت و از ۲۵۶ رنگ پشتیبانی می کرد. در همین زمان ها بود که زبان طراحی گرافیکی  توسعه پیدا کرده بود و Windows Explorer   که دقیقا مشابه با mac Finfer بود، معرفی شد. در همین دوره بود که MS DOS هم معرفی شد و واسط کاربری را بیش از پیش به صورت گرافیکی ارائه می داد. تا قبل از این، گذراندن زمان طولانی درمحیط ویندوزهای کامپیوتری تقریبا غیر ممکن می نمود.

موبایل های اپل

داستان موبایل های اپل از درخواست شرکت Apple Inc آغاز شد. در آن سالها استیو جابز مدیریت عامل اپل را بر عهده داشت.  در واقع اپل Inc از جابز خواسته بود که دستگاهی با صفحه نمایش لمسی شبیه به کامپیوترهای تبلتی ارائه دهد. اپل قبل تر از درخواست Apple Inc دستگاه لمسی به نام newton MessagePad را به بازار عرضه کرده بود.طراحی اولین آیفون دقیقا همانند Newton MessagePad بود که چیزی شیه به تمام صفحه بود.در آپریل ۲۰۰۳، جابز در کنفرانس “All Things Digital” عنوان کرد که زمان استفاده از PDA ها برای کسب و کارها تمام شده است. و زمان آن شده است که با استفاده از دستگاهی جدید. گام های جدیدی را در استفاده از تکنولوژی برداشت.

به عقیده ی جابز استفاده از تلفن های همراه، نقش بسیار مهمی در صنایع بازی می کرد. در این زمان، جابز و اپل کار روی iPod را آغاز کردند.  از طرفی دیگر جابز اعتقاد داشت که نرم افزار نقش بسیار اساسی در استفاده از سخت افزار دارد و به همین دلیل شروع به کار روی نرم افزارهای آیتیونز کرد.آیتیونز در ژانویه ۲۰۰۱ معرفی شد. در سال ۲۰۰۵ اپل و موتورولا به صورت اشتراکی موبایلی را طراحی کردند که POKR 1  نامیده می شد و از آیتیونز استفاده می کرد. این اولین گوشی تلفن همراهی بود که از آیتیونز استفاده می کرد. جابز از طراحی POKR1 راضی نبود و به نظرش اصلا شبیه به محصولات اپل نبود.

در واقع موتورولا جلوی طراحی گوشی تلفن همراهی را که خواست اپل باشد، گرفته بود. در اواخر تاستان ۲۰۰۶،  اپل از پشتیبانی POKR1 سر باز زد. در همان سال اپل برنامه ای را در آیتیونز قرار داد. که می توانست ویدیو و تصاویر را روی گوشی های تلفن همراه به نمایش درآورد. در همان سال، اپل اولین گوشی تلفن همراه خود با نام iPhone را معرفی کرد. در مراحل بعد این برند، گوشی های: iphone 3 تا iphone 12 را عرضه کرد

سهم اپل از بازار دنیا چقدر است؟

داستان اپل بعد از مرگ زودهنگام استیو جابز در سال ۲۰۱۱ ادامه پیدا کرد. و این نام تجاری توانست در صدر بازار محصولات فناوری جهان قرار بگیرد. به طوری که سهم برند اپل از بازار جهان تقریبا در تمام محصولات این کمپانی. گوشی‌های هوشمند، کامپیوتر، اپل واچ و آی‌پد در صدر یا نزدیک به صدر بازارهای جهانی قرار دارد.

سهم بازار گوشی‌های‌ هوشمند اپل از سه ماهه اول ۲۰۱۸ تا سه ماهه آخر ۲۰۱۹

سهم بازار گوشی‌های‌ هوشمند اپل از سه ماهه اول 2018 تا سه ماهه آخر 2019

همانطور که در نمودار بالا مشاهده می‌شود. برند اپل با رنگ آبی کمرنگ، در یک رقابت تنگاتگ با هوآوی و سامسونگ قرار داشته. و تقریبا بین ۱۶ درصد تا ۲۰ درصد از سهم بازار را به خود اختصاص داده است. که این سهم، خصوصا در سه ماهه پایانی سال ۲۰۱۹ به بالاترین حد خود یعنی ۲۰ درصد می‌رسد.

سهم بازار کامپیوترهای شخصی اپل در فاصله سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹

سهم بازار کامپیوترهای شخصی اپل در فاصله سال‌های 2015 تا 2019

در کامپیوترهای شخصی، سه برند لنوو، اچ‌پی و دل، در صدر هستند. و برند اپل بعد از Asus در جایگاه پنجم جهان قرار گرفته است. که نشان می‌دهد این شرکت در بازار رایانه‌های شخصی رقبای قدرتمندی دارد. میزان سهم اپل در این بازار، در فاصله سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ بین ۶ تا ۷ درصد بوده است.

سهم اپل در بازار ساعت‌های هوشمند در سال ۲۰۱۸

سهم اپل در بازار ساعت‌های هوشمند در سال 2018

طبق نمودار بالا مشخص می‌شود که اپل‌واچ، جایگاه قابل توجهی را در بازارهای جهانی به خود اختصاص داده. و تقریبا نیمی از این بازار را از آن خود کرده است که طبعا در داستان اپل. این موفقیت یک نقطه عطف به شمار می‌رود. که منجر به درآمدزایی بیشتری نیز برای این شرکت می‌شود.

سهم اپل از بازار تبلت در سال ۲۰۱۹

سهم اپل از بازار تبلت در سال 2019

برند اپل در کنار سایر رقبای قدرتمند خود، یعنی سامسونگ، آمازون، لنوو و هوآوی، صدرنشین بازار تبلت بوده. و با داشتن ۳۴.۶ درصد از سهم این بازار در سال ۲۰۱۹، به عنوان یک شرکت قدرتمند ظاهر شده است.

منابع:

مجله شنبه

ویکی پدیا

کمک موبایل

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا